
سلام... توضیح بدم یکم از خودم... من همون خنگ تربچم ...ینی مدیر وبلآگ «↯〇ツکــــــــــره خــــــــــر ؤځـــــــــشۍ نــــــــــآزツ〇↯» بعله... دلشوره دآرم.... خیلی... از این قولہ سنگینی ک ب آرش دادم.. ینی از پسش بر میآم؟؟؟ هعی.... خدآ.... من فقط نمیخآم از دستش بدم... دعوآ ندآرم ک....میخآمش قد آسمون خدآ... میدونم تآ تہ دنیآ بآهآش خوشبختم.... اونقدی قبولش دآرم ک سرش بجنگم... ولی... میترسم.... شآید بگم حرفآی مردم مهم نیس... ولی... بآزم این نگاهآ نمیتونہ بی تأثیر بآشه... میترسم.... آخرش بشہ جدآیی میترس...
ادامه مطلب